تبلیغات اینترنتیclose
اسرار امامزاده حرمسرای ناصرالدین شاه!

با ادب باش تا بزرگ شوی
سرگرمی ،اطلاعات عمومی ،هنر و موسیقی


 
منوی اصلی

آمار کاربران

آرشیو موضوعات

مطالب تصادفی

مطالب پربازدید

آرشیو ماهانه

خبرنامه

جستجو

لینک دوستان

نظرسنجی

پیوند ها

آمار بازدید

برچسب ها

خرده ریزها

تبلیغات




به وبلاگ adab1404 خوش آمدید

 

 

 نظر يادتون نره .قلبm



اسرار امامزاده حرمسرای ناصرالدین شاه!

1

روزی کنیز یکی از بانوان حرم، مرتکب خلافی می شود و از آن رو که می دانست بانو عصبانی خواهد شد و تنبیهش می کند، تا قبل از آن که خبر به او رسد، خود را به "ری" رسانده و در "عبدالعظیم" بست می نشیند، خبر بست نشینی کنیزک که به شاه می رسد، از بانوی حرم می خواهد گناه کنیز را ببخشد.

البته این بست نشینی و خروج کنیز از حرم، شاه را به فکر می برد که چاره ای کند تا اهل حرم به هنگام حوادثی این چنین، پا به خارج حرم نگذارند و در همان اندرونی، امکان بست نشینی برایشان فراهم باشد!

فکر بکری به ذهن شاه رسید، بانوئی گیس سپید از اهل حرم را دستور داد تا به دروغ این خبر منتشر کند که خواب نما شده و به او خبر داده اند که در پای چنار کهن سال" گشن شاخ" در توی محوطه اندرونی امامزاده ای به نام" عباسعلی" مدفون است.

این خبر که در حرم پیچید، همه خوشحال از این که امامزاده ای در اندرون دارند، از شاه خواستند که دور چنار را نرده کشد و علم و کتل آویز کند.

شاه دستور داد اطراف چنار نرده کشیدند و این گونه شد که آنجا را "چنار عباسعلی" نام گذاشتند، هر که حاجتی داشت و مبتلا به گرفتاری می شد،رو به امامزاده تازه کشف شده می آورد و دخیل می بست.

زنهای شوهر مرده، کنیزکان کتک خورده، یتیمان درد کشیده، مقروضان گرفتار شده، راه ماندگان دست خالی مانده، عاشقان به وصال نرسیده، خلاصه هر مصیبت کشیده ای رو به سوی چنار عباسعلی آورد و کم کم پاتوق هر چه بدبخت و بیچاره و درمانده ای شد!

"ناصرالدین شاه" هر چند این حیله به خرج داد تا گرفتاران اهل حرم برای بست نشینی ناچار به خروج از حرم نشوند، اما به مرور این امامزاده صاحب شجره نامه و زیارتنامه و برو و بیائی شد تا در پناه این قداست ساختگی، آنچه که مردم از ظلم و بی عدالتی شاه سراغ داشتند را فراموش کنند.

علم ها و کتل های برافراشته و پارچه های تکه تکه شده و گره خورده بر شاخه های چنار قداست یافته و دیگ های آش و پلو نذری در پای چنار و دعاها و وردهای ساخته شده نیز کم کم مردم را مشغول به آنجا کرد

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *


:: موضوعات مرتبط: داستان و خاطرات, | بازدید : 861
:: برچسب‌ها: داستان,داستانک,تاریخ,فرهنگ,امامزاده,دروغ,ناصرالدین شاه,قاجار,

نوشته شده در يکشنبه 26 آذر 1391 توسط محمد | +

  

مطالب پیشین

:: جالبه ها مورد داشتیم جدی میگم!!...
:: ......
:: اين روزها...
:: دلم...
:: ---------------------------------------------------------
:: راز دل خسته ی خویش
:: با ادب باش تا بزرگ شوی
:: دستورالعمل امام رضا(علیه السلام) برای رفع غم و اندوه
:: عشق
:: شعر دختر و بهار فروغ فرخزاد
:: تصاویر کارت پستال ها ی شب یلدا
:: عکسهای گلشیفته فراهانی رقصنده فیلم Just Like A Woman
:: عکسهای انوشه انصاری(نخستین بانوی جهانگرد فضایی وسفیر فضایی)
:: عکس های بسیار زیبا و عاشقانه از دختران
:: عکسهایی از ماهیگیران!
:: ديكشنری کلمات لاتی و کوچه بازاری
:: نحوه برقراري ارتباط دختر و پسر(طنز ضد دختر)
:: .: عکس تاسف بــار و ناراحت کننده یک دانشجوی دختـر :.
:: چشم انسان چند مگاپیکسل است؟
:: اسرار امامزاده حرمسرای ناصرالدین شاه!


Powered By IRAN.SC Copyright © 2009 by adab1404
Design By :wWw.Theme-Designer.Com